هر چی تلاش می کنم نریزن نمی شه تورو خدا آروم بگیراومدن تو نشون می ده که من ضعیفم من که ظاهرمو نگه داشتم چرا نمی تونم تورو هم نگه دارم چه فرقی به حال دیگرون می کنه تو اصلن گوله گوله بیرون نریز خون شو بیا کی می فهمه اون تو چی دیدی و این شکلی خودتو بیرون میریزی تا خلاص بشی امشب همه می خوابن فردا که بیدار شدن همه چی تموم شده هیچ کس نمی فهمه با چه دردی یه قلبی شکست هیچ کس نمی دونه که هر لحظه ی امشب سنگینترین لحظات عمرم شدن و یا نمی دونن که خودشون یه راهی رو برام باز کردن این اولین بار نیست که می شکنم و آخریش هم نخواهد بود ولی اینو میدونم که منم اون فرد دیروزی نیستم یه کم دقت کن بزرگی من به حس بزرگ درونمه به اون حسی که اون تو خودشو قایم کرده تا کسی از وجودش با خبر نشه اسمشو می زارم حس آروم هر سال تکرار همین روزو من دارم پس چرا اینهمه درد می کشم چرا نمی تونم قبولش کنم یه لحظه خودمو ترک کردم تا از دور یه نظری به خودم بکنم ولی من دیدم اونی رو که می جنگید اونی که فقط جنگ رو تو زندگی بهتر از همه چی آموخت و اولش آروم تو خودش می پیچید تا سنگینی رو بپزیره بعد بر عکس تصورم دیدم که قدرتش و بیشتر از اونی که از دست داده بود پس گرفت
منو با تنهاییام تنها بذار دلم گرفته
روزای آفتابی رو به روم نیار دلم گرفته
نقش من نقش یه گلدون شکسته ست
بی گلها آب برا موندن تویه ایوونه بهار دلم گرفته

